خرید بک لینک
به دنبال پدر ساعت یک بامداد 14 آذرماه به خواب رفتم ظاهرا دو ساعتی در خواب عمیق به سر می بردم که خواب دیدم به روستای پدرم رفته و در منزل ایشان به سر می برم. چشم انتظار ورود پدر بودم که یک باره صدای زیادی از بیرون منزل به گوشم رسید سراسیمه از اتاق بیرون آمدم و آن قدر «آقا آقا» صدا کردم که به صدای خود بیدار شدم. اما قبل از بیداری خبری به من دادند که پاک دلم ریخت و آن اینکه قبل از آن که من پدر را زیارت کنم به دیدار حق و به دیار باقی شتافته است. بدین ترتیب به دنبال پدر گشتم اما دیگر رد پایی هم از او نیافتم و گریان ماندم تا ابد. درودش می فرستم. بیقرار 14 آذرماه 1396 موضوعات مرتبط: پدرانه ها برچسبها: پدر

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 19:23

بهار بی نشاط در فقدان پدر اکنون از 6 دی ماه 1388 هشت سال گذشت و من از بهار همان سال دیگر بهار به چشم ندیده ام؛ زیرا همه بهارهای بعد از تو بی نشاط بودند و من دیگر مانند سال 1388 و سال های قبل از آن نشاط رفتن به روستای عزیزم را نداشتم و حتا یک بار هم که رفتم و از کنار خانه تو ای مهربان پدر گذشتم تاب نیاوردم و نگاه نتوانستم کرد و زود برگشتم. اما وقتی تو بودی بهار معنای دیگری داشت اما تو رفتی و نشاط و طراوت بهار من هم با تو رفت و اکنون تنها امیدم به آمدن بهار با وجود تو در دل شب های تار است که تو به خوابم بیایی!! پدرجان از آن روز تاکنون همه بهارهای بی تو بودن چه بی نشاط و بی رمق بوده اند. از آن روز تاکنون لبم به گل نگشوده بلکه هر جا که گلی دیدم نشان داغ دلی بود که از تو بر دل من مانده و هر یک از آنها یاد روزهایی را در دلم زنده می کند که با تو بودم. اما اینک بنفشه های باغ ما تنها و تنها به سوگواری نگاه تو دمیدهxad اند که با آن دیدگان عسلی ات گاه غضب را به من ارمغان می داد و گاه لطف را نصیبم می کرد و گاه که به آنها خیره می شدم اوج مظلومیت و ستم روزگار را در آنها می خواندم. پدرجان اینک بیا به خوابم که قول می دهم خاک رهت را لاله زار خواهم کرد. بیا بیا که از چشم انتظاری خون دلم ساری و جاری شده است. بیا جویبار باغمان سالیانی است که مانند شاهدان چمن نگونسار گشتهxad اند و بنگر که آب جوی مز

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 19:23

صدای پای حسام در تاریخ آورده اند که جلال الدین در حال نگارش نامه ای به یکی از بستگان بود که چرتی بر او غالب شد. در میانه خواب و بیداری بود که صدای پا نهادن کسی به گوشش رسید و چون خوب تامل کرد دانست که صدای گام نهادن حسام عزیز اوست. لختی منتظر شد که برسد یکباره به ذهنش رسید که حسامش از او فرسنگ ها فاصله دارد. شگفت اینکه همزمان با صدای پایش صدای سخنش را نیز در میانه خواب و بیداری می شنید. لختی گذشت دانست که حسام در جای دیگر و در اندیشه دیگر و او این همه را تخیل کرده و لحظاتی با تخیلش زیسته است. آری این است صدای عشق که عشق این کرده و بیش از این نیز خواهد کرد و عاشق را به خیالی رهنمون سازد که دیدار و شنیدن صدای پا و سخن تحقق یابد. اگر حسام به جلال الدین عشق ورزیدی جای تعجب نبودی لیک اگر ج

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1396 ساعت: 7:19

اربعین تجلی انسانیت و ایثار تاریخ نشان داد که پیروزی هرگز منحصر به زمان حیات انسان نیست بلکه گذر زمان نشان خواهد داد که پیروز کیست و شکست خورده کدام؟ امروزه هیچ یادی از یزید و ابن زیاد و شمر جز به لعن و نفرین نمی شود اما 20 میلیون انسان یک صدا تا سر حد جانبازی حسین می گویند و به عشق او پای پیاده روان حرم اباعبدالله را روی دیدگانشان می گذارند و از هیچ خدمتی دریغ نمی کنند!!! اینجاست امام که مظهر اخلاق الاهی است بر اهریمن پیروز می شود و این پیروزی ماندگار خواهد ماند. بیقرار 18 آبان 1396 برابر با اربعین اباعبدالله(ع) برچسبها: اربعین

برچسب: انسانیت, نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 11:52

سخني با محمد امين الآن كه ساعت را نگاه میxadکنم 11 شب 28 صفر سال 1412xadق. را نشان میxadدهد و من تنها و بيxadكس نشسته و شاهد تاريكي شبxadم و از يكسو نواي ني به xadگوشم ميxadرسد كه از يك دستگاه ضبط صوت پخش ميxadشود. در اين فكر بودم كه چه بنگارم يك لحظه بهxad يادم آمد كه امروز روز رحلت پيامبر اسلام محمد(ص) است. بهتر نيست درباره آن حضرت سخن بگويم و روح خود را سوار مركب خيال بكنم و با آهنگ احساسات واقعي به ديار رسولxad خدا سفري بكنم؟ در یک چشم بهxad هم زدن 1400 سال عقب برگشتم و اينك من يك جوان تاريخ نگار مملو از احساسات جواني و ناشي از فطرت هر جوانيxad ام كه دلش برای حق و حقيقت مي تپد و يك چنين شاهدي سخن گوي حركات حضرت رسول شده است. خديجه كاروانی را رهبري ميxadكند، تجارت پيشه است، درصدد کسب سود مالی است اما نیک مي

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 11:52

امام رضا(ع) احیاگر سنت امامان شیعه(ع) در حوزه دین چند نقش را ایفا میکردند که یکی از آنها احیای سنت و صیانت تام و تمام از آن است. خلفای اموی و عباسی چنان بدعتگزاری میکردند که اگر یکی از این امامان همام سنتی را احیا میکردند در مردم زمانشان انقلاب عظیمی به پا میکردند و روح و روان همه مردم را تحت تاثیر قرار میدادند و مردم آنگاه پی میبردند که اسلام چه بود و بر سر آن چه آمده است تا به این صورت درآمده است. از جمله این اقدامات همان کاری است که امام رضا(ع) در روز عید فطر برای برگزاری نماز فطر به عمل آورد به این صورت که فرمود من اگر قرار باشد نماز عید به پا کنم مانند رسول خدا(ص) اقامه خواهم کرد. مأمون تصور میکرد که اگر اینگونه نماز عید خوانده شود تغییری به وجود نخواهد آمد اما یکباره دید

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 11:52

حمد خدا سپاس از سردار باید سجده شکر بر زمین بساییم که خدا را بندگانی است که آسایش خود را در راحتی و امنیت خلق می دانند. سردار کم نظیر تاریخ ما حضرت سردار یگانه سرلشکر حاج قاسم سلیمانی اینک پوزه داعش خبیث را بر خاک مالیده و ملل عالم را از این خونخواران وحشی نجات داد، بشریت را به صلحی عظیم نوید میxadدهد که صلحی عزتمندانه است. او که به لطف خدای متعال از هوش نظامی کم نظیری برخوردار است آن را در راه دفاع از ملتxadهایی به کار میxadگیرد که هیچ پناه و پناxadهگاهی نداشتند و شاهد کشته شدن بیشتر از 600000 از عزیزانشان شده اند و ما نیز در این راه عزیزان بی بدیلی را از دست دادیم؛ عزیزانی مانند سردار همدانی، سردار حججی و سردار صدرزاده و شهدای گمنام مدافع حرم سیدطاها حسینی و سیدرضا حسینی و ... به تو می دارم

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 11:52

اشک جاری در میانه پاییز؛ به یاد حضرت مولانا همه عارفان دلبسته ی تحولات فصل ها بودند و هستند. از میان این عارفان مولانا با پاییز رابطه ای وثیق داشت و شاید هم همین رابطه باعث شد تا در همین ماه عرسش را برگزار کند تا رقص کنان نزد خدایش رود و شگفتا که بعد از مرگش در همین فصل روز بزرگداشتش را نیز برگزار می کنند. مولانا به فصل پاییز بیشتر از بقیه فصل ها دلبستگی داشت به گونه ای که وقتی این فصل از راه می رسید دلش را بدان می سپرد و در حقیقت یکی از تاملات وی همین فصل بود. وقتی باد می وزید دلش را حواله آن می کرد تا او را به حسامی برساند که گهگاه به واسطه عروض حالت های قبض آلود از مولانایش فاصله می گرفت و می رفت روحی دوباره بیابد تا این بار با قوت قلب بیشتری نزد مولانایش بازگردد. در یکی از روزهای پ

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 11:52

یاد یاران بسیجی سال 1358 بود که دو نفر جوان از مرند آمدند به روستای ما تا برایمان آموزش نظامی بدهند اما به برخی علل نتوانستم در این آموزش ها شرکت کنم اما دلم در محل آموزش گیر کرده و هراس از اینکه نتوانم سلاح را باز و بسته کنم نتوانستم در این آموزش ها حضور یابم. اما بعد این دوره به خودم جرأت دادم و در آموزش های شهید حاج علیزاده شرکت کردم و بالاخره این دوره را با موفقیت سپری کردم و از همان روز خود را بسیجی یافتم. در آن روزها بسیجی بودن برای نوجوانان و جوانان افتخاری بزرگ بود و من نیز دل داده این روحیه شده بودم. دو سال بعد دوستان زیادی رفتند بسیج و بسیاری از آنها نیز به دنبال شروع جنگ در میادین نبرد حاضر شدند و به شهادت رسیدند که از جمله آنها می توانم به شهید حسن دانایی اشاره کنم تنها

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 11:52

صفحه بندی